تبلیغات
روزهاتان پرتقالی باد!

روزهاتان پرتقالی باد!
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
قالب وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم



الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد
ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

چو نور مهر تو تابید بر دلهای مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند، بربستند محملها

دل بی بهره از مهرت حقیقت را کجا یابد؟
حق از آیینة رویت تجلی کرد بر دلها

به کوی خود نشانی ده که شوق تو محبان را
ز تقوا داده زاد ره، ز طاعت بست محملها

به حق سجاده تزیین کن مهل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت از آن سازند محفلها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل
ز غرقاب فراق خود رهی بنما به ساحلها

اگر دانستمی کویت به سر می آمدم سویت
خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم منزلها

چو بینی حجت حق را به پایش جای فشان ای فیض
«متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها»




طبقه بندی: عکس، شعر، از خدا و با خدا...، مهدیه، مذهبی،
[ جمعه 29 دی 1391 ] [ 11:19 ] [ ] [ نظرات ]
رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

إنَّ المَعونَةَ تَتى مِنَ اللّه عَلى قَدرِ المَؤونَةِ وَإنَّ الصَّبرَ یَتى مِنَ اللّه عَلى قَدرِ المُصیبَةِ؛


براستى كه كمك از جانب خداوند به اندازه هزینه مى رسد و صبر از جانب خداوند به اندازه گرفتارى مى آید.

كنزالعمال، ج6، ص347، ح15993



طبقه بندی: از خدا و با خدا...، مذهبی، توجه ... توجه !،
[ پنجشنبه 28 دی 1391 ] [ 19:08 ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم



مقدمه:
خیلی ساده به نظر می رسد ، این که روزی امام (عج) از آدم کمک بخواهد ، شخصا.
نامه بنویسد ، واسظه بفرستند یا اصلا خودش بیاید دم در خانه ی آدم . همه ما آرزو میکنیم آن جا بودیم .
احیانا دو سه تا نفرین هم نثار کسانی می کنیم که امام (ع) را تنها گذاشتند . می پرسیم چطور توانستند ؟! عجب ادم های پلید ، خیانتکار و بی دین و ایمانی بوده اند. اما وقتی داستان چندتا از همین از خدا بی خبرها را می خوانی ، می بینی انگار بعضی حرف ها آشناست.
انگار که خودمان هم ...


(1) عهد و عیال داریم!

مالک بن ارحبی روز نهم همراه کاروانی نزدیک کربلا می گذشت . رفت پیش امام (ع) تا خبر دهد ، اکثر مردم کوفه علیه اویند.
امام حسین (ع) گفت : « چرا مرا یاری نمی کنی؟» مالک بن نصر گفت : « من مقرض و عیالمندم. »
و خداحافظی کرد ...


(2) چرا خشونت
در یکی از منزل گاه ها عبدالله بن مطیع عدوی پیش امام (ع) آمد.
گفت : « با این حرکت تو حرمت اسلام از بین می رود. حرمت قریش و حرمت عرب از بین می رود . خشونت راه می افتد . نرو !»


(3) ......
یزید بن مسعود نهشلی از بزرگان بصره بود که امام (ع) برایش نامه نوشتند. آن قدر از عبیدالله می ترسید که وقتی فرستاده ی امام (ع) نامه را برای اون آورد فکر کرد ، شاید این حیله عبیدالله است تا طرفداران امام (ع) را شناسایی کند . از ترس نامه را نگرفت . نامه رسان را هم با نامه فرستاد پیش عبیدالله، عبیدالله هم نامه رسان را به دار آویخت.




طبقه بندی: حسینیه، مهدیه، مذهبی، عکس،
[ جمعه 3 آذر 1391 ] [ 09:54 ] [ ] [ نظرات ]
یه قصه شیرین ، یه قصه تلخ

قصه اول:

10
20
30
40
50
60
70
80
90
100

بیام؟ نه نه نیا هنو قایم شدم یه بار دیگه بشمار


قصه دوم


1

2
3
.
.
.
10
20
30
40
.
.
.
100
200
300
400
.
.
.
1000
1100
1170
1178

بیام؟


نه نه نیا

هنوز حاضر نیستیم
هنوز غرق گناهیم
هنوز غافلیم
هنوز دنیا رو چسبیدیم
هنوز نسبت به دین بی تفاوتیم
هنوز از دادن خمس و زکات خوشمون نمیاد
هنوز افزایش قیمت دلار بیشتر ناراحتمون می کنه
هنوز دو روز تأخیر یارانه ها بیشتر نگرانمون میکنه

هنوز سرچ هامون تو شبکه و خیابون و کانال ها یه چیز دیگه است

هنوز حجابمون با دمای هوا عوض میشه
هنوز خنده هامون برا افتادن یکی هست
هنوز
هنوز
هنوز
.
.
.
آقا یه بار دیگه می شمری؟!!!!!!!!!!



طبقه بندی: داستانک، مذهبی، مهدیه،
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 19:55 ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

ஜஜ والپیپر زنده و زیبای ضامن ، ویژه حضرت امام رضا(ع) ஜ تولید اسک دین


والپیپر زنده ویژه علی بن موسی الرضا(ع) - ویژه اندروید


نرم افزاری اختصاصی از تولیدات جدید اسک دین


تغییر تصویر در شب و روز

حرکت قاصدکها بر روی صفحه

بارش شهاب در اوقات شب

حرکت کبوتر با لمس بر روی صفحه

متحرک بودن احادیث

و ....




دریافت مستقیم از طریق تلفن همراه




توجه : اگر سرعت پر زدن کبوتر در گوشی شما زیاد بود، والپیپر را مجددا اجرا نموده ، در بخش Setting سرعت انیمشین را slow قرار دهید.



طبقه بندی: عکس، نرم افزار، مذهبی،
[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 15:33 ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

اردوگاه مفقودین

در عملیات رمضان اسیر شدیم.آنجا در مقابل چشمان بهت زده ما چند نفر از اسرا را به رگبار بستند.بعد هم با تانکهای تی 72 از روی آنها عبور کردند!
ما را به پشت جبهه آوردند.
برای خوشایند فرماندهانشان دست و پای چند نفر از بسیجیان مظلوم را بستند و داخل یک گودال انداختند!
ما با چشمان حیرت زده نگاه می کردیم.بعد روی آنها بنزین ریختند و زنده زنده آنها را سوزاندند!!
بعضی ها را هم به تانک یا نفربر می بستند و روی زمین می کشیدند تا شهید شوند.

آنها انتقام شکستهایشان را اینگونه می گرفتند!
به اردوگاه مفقودین منتقل شدیم.آنجا هر بلایی می خواستند به سر ما می آوردند.از جبهه تا اسارتگاه چند نفری از رفقای ما شهید شدند.
همان روزهای اول عده ای از رزمندگان مفقود، از شدت جراحات به شهادت رسیدند.عراقی ها بالای سر آنها از خوشحالی هلهله می کردند.
آن روز را فراموش نمی کنم.وقتی برای نماز بیدار شدم دیدم آن بسیجی که پایش از شدت جراحات عفونت کرده و کسی به دادش نمی رسید آرام و مظلوم به شهادت رسیده بود.
چه اتفاقی افتاده بود.آن بدنی که تا ساعاتی پیش به خاطر عفونت بدبو و متعفن شده بود و همه از او فاصله می گرفتند حالا پس از شهادت خوش بو و معطر شده! چندین سرباز عراقی جمع شده بودند و با تعجب نگاه می کردند.
پیکر او را بردند.او هم غریبانه و گمنام به خاک سپرده شد.
حالا نوبت رضا رضایی شده بود.او در منطقه عملیاتی تیر خورده بود اما حالش بهتر از بقیه بود.
دائم به مجروحان می رسید. او را به اتاق بازجویی بردند.شکنجه اش کردند و...
اما چیزی نگفت.آنقدر با کابل بر بدن او زدند که جای جای پوست بدنش شکافته شد! بعد روی زخمهایش نمک ریختند. باز رضا چیزی نگفت.
این بار او را روی خرده شیشه ها غلطاندند!به او برق متصل کردند و...
دیگر از جسم رضا چه می ماند.آری رضا اینگونه شهید شد.بعد هم غریبانه در بیابانهای اطراف اردوگاه دفن شد.
بعد از آن با محمد حسین آشنا شدم.با هم درددل می کردیم.از زندگی خودش می گفت: اینکه روز تولد امام حسین(ع) به دنیا آمده بود.سال 57ساواک او را دستگیر کرد ولی بلافاصله آزاد شده بود.
همان روز مجسمه شاه را در میدان اصلی نهاوند پایین کشیده بود.دوباره دستگیرش کردند.اما از زندان فرار کرده بود.
جنگ که شروع شد به جبهه غرب آمد.مدتی بعد به جنوب رفت و دو سال آنجا بود.
بعد برگشت و به حوزه علمیه قم رفت و مشغول تحصیل علوم حوزوی شد. تابستان 64 دوباره به جبهه آمد.
در روز عاشورا در جزیره مجنون به اسارت دشمن درآمد.
محمد حسین ترابی دو سال اسیر بود و مفقود.بعد هم به خاطر شدت شکنجه به شهادت رسید.او را کجا و چگونه دفن کردند نمی دانم.
اما در وصیت نامه اش نوشته بود:... به مادرم بگویید در مرگ من اشک نریزد.حتی اگر جسد من به دست شما نرسید ناراحت نباشید... .
آری عجب حکایتی داشت اردوگاه مفقودین



ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ

خاطرات آزادگان



طبقه بندی: دفاع مقدس،
[ یکشنبه 8 مرداد 1391 ] [ 12:55 ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم



◇◊◆ والپیپر زنده و بسیار زیبای مسجد مقدس جمکران
ویژه تلفنهای همراه اندرویدی

نرم افزاری اختصاصی از تولیدات جدید اسک دین

تغییر تصویر در شب و روز
بارش شبنم بر روی صفحه
بارش شهاب در اوقات شب
حرکت پروانه با لمس بر روی صفحه
متحرک بودن احادیث
و ....

دانلود با حجم 1.5 مگا بایت



دریافت مستقیم از طریق تلفن همراه
توجه : پس از دریافت از حالت فشرده خارج کنید

دانلود



طبقه بندی: عکس، مهدیه، نرم افزار،
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 16:29 ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

جز رحمت چشمان تو دنیا چه می خواهد؟
چشمه به غیر آب از دریــــــــــا چه می خواهد؟

شاید بپرسی از چـــــه دنبال دَمت هستم
دلمرده نوعاً از دَم عیــــــــسی چه می خواهد؟

پیغام و پسغام یعنی یــــــــــــاد ما هستی
مجنون جز این پــــــیغام از لیلا چه می خواهد؟

پیراهنی بفرست شاید زنــــــده ماندم من
جز دلخوشی یعقوب نـــــــابینا چه می خواهد؟

چیز مهمی نیست اینکه ما چه می خواهیم
باید ببینیم آن جناب از مـــــــــا چه می خواهد

این انتقام پــــــــــــــــــــهلوی پشت در خانه
غیر از ظهور تو مگر زهــــــــــرا (سلام الله علیها) چه می خواهد


Click for larger version





طبقه بندی: شعر، مهدیه، مذهبی، عکس،
[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 19:04 ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 39 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

به خاموشی ما منگر که ما معدن رازیم
فلک بشکست بال ما را وگرنه اهل پروازیم


★★★

کپی برداری از این وبلاگ فقط با ذکر سه صلوات برای تعجیل در ظهور و سلامتی امام زمان (عج) و امام خامنه ای (مدظله العالی)مجاز است.

یاعلی


نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
 http://yazahra1.persiangig.com/3.gif